دماغ سوخته ها...
البته نمی خواهم توجیه کنم، واقعا کم کار شدیم..
و دوست و رفیقم از من کم کار تر. به قول یکی از دوستان میگه هرچی می بینید بنویسید:
* انتخابات با تمام شور و هیجان که نه اما در پادگان هم برگزار شد و البته اونجا هم دماغ بعضی ها سوخت، به خصوص اونایی که می گفتند کسی نمیاد رای بده یا میگفتند سربازها را بدون شناسنامه هم می برند رای بدهند تا آمار بالا بره!!!
* تو حوزه سبزوار هم که به زور پول و نفوذ و دعوای ملیتی و ... رای مردمو جهت دادند و نگذاشتند که مردم با آرامش انتخاب کنند، و همین باعث میشه به فکر بیفتم که واقعا چه جور می توان حق انتخاب را به رای دهندگان برگردان، و در انتخابات های آتی برای حفظ این ارزش چه کار می توانیم بکنیم..
*از محسنی هم شنیدم که وقتی در مسجد جامع جغتای تریبون بی نوبت بهش ندادند قهر کرده و رفته!!!
* از همین نماینده دوباره شنیدم وقتی در منیدر* با سوال "چرا بعد از 4سال آمده ای" مواجه می شود می گوید من رایم را تو سبزوار دارم چه نیازی به رای شما دارم!!! خب دکتر جون!! تو انتخاباتی که 70 رای از رقیبت بالاتری منیدر هیچی ولی 400رایش هم خیلیه..
* میگن اون یکی نماینده منتخب که جزء همشهریان ما هم هست دست کمی از آقای پولدار نداشته و گاهی حتی روی نقطه ضعف جمعیت معتاد هم برنامه ریزی کرده...
* این آخر سالی ادارات هم حکایتی دارد: می گفت روز 27 اسفند برامون یه پول چند ده میلیونی واریز کردند و گفتند عجله هم نکنید تا آخر سال هم فرصت دارید هزینه کنید!!!
* قابل توجه اونایی که خود را روشنفکر و بقیه را جوات موات می پندارند: روز اول فروردین یکی از دوستان در روستای گفت نمایشگاه کتاب بر پا کرده بود و در یک روستای 70 خانواری 70هزار تومان در چند ساعت فروش داشت.
* و دیگر اینکه طبق شنیده های موثق قرار است یکی از مهره های جریان انحرافی که نسبت خانوادگی هم با یکی از سران این جریان دارد جایگزین هنرور در فرمانداری جغتای شود. آقای فرماندار جدید که بومی هم هست در سال های پیش شهردار جغتای و اسفراین بوده، مدتی را هم در اداره کل بهزیستی استان تهران گذرانده و سپس 2 دوره ای هم نامزد انتخابات مجلس در حوزه سبزوار شد که در راهیابی به هرم سبز ناکام بود.
*پ ن: منیدر محرومترین روستای جغتای در دل کوه است و هنوز از نعمت جاده خوب بی بهره است.


