تبليغاتX
خاکریز

خاکریز

حوزه فرهنگ خاکریز فتح نشده انقلاب است.

دماغ سوخته ها...

قابل توجه دوستان: من ل و  محمداسمعیل نوروزی مقدم جمعی یگان... از مرکز آموزشی 01 شهدای وظیفه هستم...

البته نمی خواهم توجیه کنم، واقعا کم کار شدیم..

و دوست و رفیقم از من کم کار تر. به قول یکی از دوستان میگه هرچی می بینید بنویسید:


* انتخابات با تمام شور  و هیجان که نه اما در پادگان هم برگزار شد و البته اونجا هم دماغ بعضی ها سوخت، به خصوص اونایی که می گفتند کسی نمیاد رای بده یا میگفتند سربازها را بدون شناسنامه هم می برند رای بدهند تا آمار بالا بره!!!

* تو حوزه سبزوار هم که به زور پول و نفوذ و دعوای ملیتی و ... رای مردمو جهت دادند و نگذاشتند که مردم با آرامش انتخاب کنند، و همین باعث میشه به فکر بیفتم که واقعا چه جور می توان حق انتخاب را به رای دهندگان برگردان، و در انتخابات های آتی برای  حفظ این ارزش چه کار می توانیم بکنیم..

*از محسنی هم شنیدم که وقتی در مسجد جامع جغتای تریبون بی نوبت بهش ندادند قهر کرده و رفته!!!

* از همین نماینده دوباره شنیدم وقتی در منیدر* با سوال "چرا بعد از 4سال آمده ای" مواجه می شود می گوید من رایم را تو سبزوار دارم چه نیازی به رای شما دارم!!! خب دکتر جون!! تو انتخاباتی که 70 رای از رقیبت بالاتری منیدر هیچی ولی 400رایش هم خیلیه..

* میگن اون یکی نماینده منتخب که جزء همشهریان ما هم هست دست کمی از آقای پولدار نداشته و گاهی حتی روی نقطه ضعف جمعیت معتاد هم برنامه ریزی کرده...

* این آخر سالی ادارات هم حکایتی دارد: می گفت روز 27 اسفند برامون یه پول چند ده میلیونی واریز کردند و گفتند عجله هم نکنید تا آخر سال هم فرصت دارید هزینه کنید!!!

* قابل توجه اونایی که خود را روشنفکر و بقیه را جوات موات می پندارند: روز اول فروردین یکی از دوستان در روستای گفت نمایشگاه کتاب بر پا کرده بود و در یک روستای 70 خانواری 70هزار تومان در چند ساعت فروش داشت.

* و دیگر اینکه طبق شنیده های موثق قرار است یکی از مهره های جریان انحرافی که نسبت خانوادگی هم با یکی از سران این جریان دارد جایگزین هنرور در فرمانداری جغتای شود. آقای فرماندار جدید که بومی هم هست در سال های پیش شهردار جغتای و اسفراین بوده، مدتی را هم در اداره کل بهزیستی استان تهران گذرانده و سپس 2 دوره ای هم نامزد انتخابات مجلس در حوزه سبزوار شد که در راهیابی به هرم سبز ناکام بود.



*پ ن: منیدر محرومترین روستای جغتای در دل کوه است و هنوز از نعمت جاده خوب بی بهره است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 12:35  توسط اسماعیل نوروزی  | 

در امتداد عاشورا...

.... متأسفانه ما به حادثه عاشورا به عنوان یک مکتب نگاه نمی کنیم. حسین را در غیاب مکتب او توصیف می کنیم. حسینی که جدای از مکتب معرفی می شود، خود ساخته و تحریف شده است. حسین را باید در متن مکتبی که به آن تعلق دارد معرفی کرد. مکتبی که مهم ترین شعارهای آن خدا خواهی بود، عدالت طلبی بود، انسانیت و اخلاق و معنویت بود. سید الشهدل در کربلا خود را به گرداب بلا افکند اما دست از مکتب خویش برنداشت و ما این پرارزش ترین دارایی و مهم ترین نگرانی حسین بن علی را کتمان می کنیم یا نادیده می گیریم.

ما از چهره واقعی حسین و مکتب او گریزان هستیم؛شاید به این دلیل که پیروی از حسین و مکتب او جسارت و شجاعت می خواهد.

بنابراین حسین را به گونه ای توصیف می کنیم که گریبان گیر ما نشود.در زندگی ما دخالت نکند،سراغی از بی عدالتی ها نگیرد،نسبت به بی اخلاقی ها بی تفاوت و بی اعتنا باشد.برای اینکه زندگی راحت خود را ادامه دهیم،ما به یک حسین مسخ شده نیازمندیم.ما حسین را می خواهیم،منهای روح بلند و مکتب عالی او.

اگر حسین در تارو پود زندگی امروز ما،در خانواده،کوچه و بازار ،در اقتصاد و سیاست رفتارهای فردی و اجتماعی ما حضورندارد نه به آن معناست که بیش از نمی توان از حسین بهره جست،بلکه به خاطر آن است که محبت ما به سیدالشهداء(ع) حقیقی نیست و یا آنکه معرفت ما به مقام حسین و به سیره او اندک است و گرنه جامعه ما برای حضور در مسیر پیشرفت و تعالی،برای آباد کردن دنیا و آخرت خود نیازمند حسین است،چرا که حسین مهمترین عناصر لازم برای گام نهادن در مسیر پیشرفت را در اختیار جامعه قرار داد...


کتاب "در امتداد عاشورا" برگرفته از حماسه حسینی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 19:7  توسط اسماعیل نوروزی  | 

شهری بدون کتاب...


انسان های بزرگ می توانند دو دقیقه بدون هوا، دو هفته بدون آب و یک عمر بدون پول زندگی کنند،اما بدون «کتاب» نمی توانند حتی یک لحظه! زنده بماند.

حال "شهری چگونه می تواند بدون کتاب زنده بماند"  را باید از کسانی که ادعای بزرگ بودن در این شهر دارند پرسید..
شهرستان جغتای با جمعیتی بالغ بر 60هزار نفر حتی یک کتابفروشی هم ندارد و مسئولین شهر هم اصلا ککشون نمی گزد. لابد فکر می کنند خودشان که نیاز به مطالعه ندارند و بر همه چیز علم و آگاهی کافی دارند بقیه مردم هم که یک جوری گذران امور می کنند.
تنها مرجع خرید کتاب در جغتای نمایشگاه هایی است که بصورت مناسبتی توسط کانون های فرهنگی و هیئات مذهبی برگزار می شود که وقتی پای درد دل آنها هم نشستیم دلی پر داشتند.
علاوه بر عدم حمایتها  از سنگ اندازی هایی که مسئولین ایجاد می کنند، گفتند که دیگر برایمان تکراری شده بود، می گفتند ما به حمایت مالی نیاز نداریم حداقل در زمینه ایجاد فرهنگ مطالعه و معرفی آثار و کتاب های خوب با ما همکاری کنند.
البته از نقش فعالین فرهنگی و خواص جامعه هم در فرهنگ سازی نباید غافل شد ولی کسانی که نان فرهنگ را می خورند کاش کمی هم به فکر غذای روحشان باشند و در این زمینه احساس مسئولیت بیشتری بکنند.
داد از دست سیاسیون شهر، سیاسیونی که اگر فلان روزنامه ی سیاسی که هم با افکارشان نزدیک است و هم کارهای نکرده یشان را برای مردم افتتاح می کند یک روز با تاخیر برسد همه ی عوامل نرسیدن روزنامه را توبیخ می کنند اما در مورد کتاب احساس وظیفه نمی کنند.
داد از دست مدیران و پزشکانی که در ادارات و مطب هایشان همه جور روزنامه، تبلیغات لوازم آرایشی ، جنسی و هزار خزعبل دیگر پیدا می شود ولی یک جلد کتاب برای مطالعه نیست و اگر باشد هم برای قشنگی دکور پشت سر آقای رئیسه.
داد از بیلبورد های تبلیغاتی شهر که دیگر چشم از نگاه کردنش اکراه دارد..
داد از روحانیونی که هر شب بالای منبر از همه چیز می گویند اما از مطالعه نه! حق دارند رطب خورده نمی تواند منع رطب کند، مگر خودشان چقدر مطالعه دارند؟؟!!
آقای امام جمعه معرفی یک کتاب در خطبه نماز جمعه چقدر می تواند تاثیرگذار باشد؟ ارزشش اندازه مناسبت های تکراری و گاها غیر ضروری هم نیست؟!! اصلا مناسبت گفتنتان سر جای خود چه می شود هر روز آخر خطبه هایتان بگویید خطبه امروزتان با مطالعه ی چه کتاب هایی بود!
درد زیاد است اما...
اصلا تقصیر ماست که دل خوش کرده ایم به شما...
ما بی عرضه ایم وگرنه همه ی ما از تک تک شما بهتر انقلاب و مبانی فرهنگی آن را درک کرده ایم..
اصلا وظیفه ی ماست، ما باید کار کنیم و این خاکریز را هم فتح کنیم تا مردم بتوانند کج فهم های فرهنگی نما را شناسایی کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 20:12  توسط اسماعیل نوروزی  | 

تاملی در رفتار کاندیداها

در حالی که هنوز ۵ماه تا انتخابات مجلس باقی مانده است، دعواهای انتخاباتی آغاز شده و در این بین همه مدل شعار و رفتار دیده می شود:

ـ یکی بخاطر محرومین میتینگ های  انتخاباتی اش را در مساجد پائین شهر برگزار می کند و گاهی حتی کمه جوش هم می خورد..

ـ دیگری مدام در روستاها و مناسبت ها حی و حاضر است..

ـ نامزد دیگری بخاطر احساس تکلیف و وظیفه به صحنه آمده، لذا حتی بعد از استعفا هم اتاق ریاستش (که بدون شک اتاق انجام وظیفه است) را ترک نمی کند..

ـ حاجی به تاثی از آقای دوربین، دوربین صدا و سیما را نشانه رفته، اینجوری خرج کمتری هم دارد..

ـ بعضی که با بچه های بالا ارتباط بیشتری دارند به گروه ها و شخصیت های سیاسی حتی شخص رئیس مجلس دخیل بسته اند و همه جلسات ۲۰تا ۲۰۰نفره را شرکت می کنند...

ـ آن یکی که پول دار تر است مثل همیشه به مهره هایش دل خوش کرده است..

_ آقای مدیر عامل هم گمان کرده با خرید تیم های ورزشی، ورزش دوستان را هم خریده است...

-و...

یادش بخیر، ۴سال پیش و در آستانه انتخابات مجلس هشتم وقتی در محضر حاج آقای علوی از ایشان در مورد کاندیدا ها سئوال کردم پاسخ دادند:

" اینها اگر آدم های خوبی باشند دنبال وکالت نمی روند."

بعد ۴سال حالا ذهنم بیشتر از "وکالت" مشغول "دنبال رفتن" است. واقعا این همه تلاش، دنبال رفتن و حتی بی اخلاقی در راه رسیدن به مجلس برای انجام وظیفه و خدمت رسانی است؟؟!!

خوب آقا که فرمودند:

" هر جا هستید احساس کنید در مرکز دنیا قرار دارید و به وظیفه خود عمل کنید."

چطور فلان جوان تو یک روستای دورافتاده می تواند احساس کند در مرکز دنیا قرار دارد شما با این همه پست و مسئولیت نمی توانید؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 16:48  توسط اسماعیل نوروزی  | 

به بهانه ی ارتقای حکم اباد به شهر...

از اول انقلاب تاکنون یکی از مشکلات عمده ی کشور افزایش جمعیت شهری و کاهش جمعیت روستایی بوده است. زیرا جمعیت روستایی تولید کننده و شهریان مصرف کننده اند. علاوه بر مهاجرت روستائیان به شهر در دهه دوم انقلاب(به علت عدم توجه دولت)، ارتقاء روستاها به شهر یکی دیگر از عوامل افزایش جمعیت شهری کشور است. به نظر می رسد دولت برای آسان کردن خدمت رسانی به روستاها آنها را به شهر ارتقاء می دهد، ولی واقعیت این است که این ارتقاء مانع از توسعه حقیقی کشور می شود. "تولید" عامل اصلی توسعه اقتصادی و "تعاملات اجتماعی" عامل اصلی توسعه فرهنگ می باشد که با ارتقای روستاها به شهر هر دو در معرض تهدید قرار می گیرند. دولت برای خدمت رسانی آسان تر باید ساز و کار و تأسیس نهادهایی دیگر را در دستور کار قرار دهد، کما اینکه در دهه اول انقلاب تشکیل نهادهایی مثل جهاد سازندگی تجربه بسیار خوبی بود.

شما قیاس کنید یک روستای 2 هزار نفری که حالا شهر شده با یک شهر 2 میلیون نفری چگونه هر دو در یک سطح از تقسیمات قرار می گیرند؟! فقط با معرفی یک فرد به عنوان شهردار یک روستا به شهر تبدیل می شود بدون اینکه به فاکتورهای مهم زندگی مردم این روستا اهمیت داده شود.

مردم روستایی که تا کنون بزرگترین مشکلشان (که بدست اینطور شهرداری ها حل می شود) جمع آوری زباله و آسفالت خیابان ها بوده است حالا باید با ده ها مشکل جدید از جمله: مسکن، قوانین ساخت و ساز، مالیات و عوارض، بیمه، مخاطرات فرهنگی و ... دست و پنجه نرم کنند.

ما معتقدیم توسعه روستا و خدمت رسانی به مردم روستاها بدون گزاردن نام شهر بر آنها امکان پذیر و برای فرهنگ و اقتصاد کشور بسیار مفیدتر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 13:6  توسط اسماعیل نوروزی  | 

به امامان جمعه...

علی در طول تاریخ، تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقضی که در یک انسان جمع نمی شود، قهرمان است.

مثل یک کارگر ساده، با دست و پنجه اش خاک را می کند، بدون ابزار قنات می کند و نخل می کارد.

مانند یک حکیم می اندیشد و سخن می گوید.

مانند یک عاشق و عارف بزرگ عشق می ورزد.

مانند یک قهرمان شمشیر می زند.

مانند یک سیاستمدار جامعه را رهبری می کند.

مانند یک معلم اخلاق، مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یک جامعه است.

هم یک پدر است، هم یک دوست بسیار وفادار و هم یک همسر نمونه.

چنین انسانی در چنین سطحی معلوم است که در دنیا تنهاست.( مرحوم شریعتی)

سالروز شهادت امام عادلمان تسلیت باد.

 

امروز هم با نهایت تاسف حضرت علی بن ابی طالب (ع) تنهاست، اثری از سفارشهای او به مالک(در عهدنامه)، در مدیریت ها، رفتارها، صرف اموال عمومی و اسراف های نامتعهدانه دیده نمی شود!!! با وجود ادعا های بسیار!!!

آقایان امام جمعه:

این روزها در خطبه هایتان مدام از عهدنامه مالک می گویید ولی غالبا خود با آن بیگانه اید، انگار حضرت به مالک فرمودند تا شما به دیگران بفرمائید ...

شاید شما نشنیده و نخوانده اید که فرمودند: "خویشان و نور چشمی ها را از خود دور کن که زیر نام تو خون مردم را میمکند."

علامه حکیمی در اقتباسی از عهدنامه ی مالک می نویسد حضرت از مالک خواست "مبادا به جای "افشاگری"، "اخفاگری" کنی، اخفاگری به نفع خائنان و سارقان اموال عمومی است که می کوشند تا رسوا نشوند و به خیانتهای خود ادامه دهند... مبادا "تنویر اذهان" که یک وظیفه مهم شرعی، دینی و اجتماعی است، به نام "تشویش اذهان" از میان برود."حال شما حتی با در دست داشتن تریبون افشاگری که نمی کنید هیچ ؛ گاها افشاگرها را هم متهم به تشویش اذهان می کنید.

حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک از او می خواهد: "رفتار کارگزاران دولتی را مدام بررسی کن و جاسوسانی راستگو بر آنان بگمار و اگر یکی از آنها دست به خیانت زد او را با تازیانه کیفر کن." حاج آقا تازیانه پیشکش حداقل افشایشان کنید یا نه! فقط نگذارید زیر پرچم انقلاب و اسلام بروند.. همین بس است.

حضرت امیر(ع) به مالک می فرمودند:" ای مالک نگذار مردم تو را مدح و ثنا گویند، که بیخود مغرور می شوی!" ودر جای دیگر فرمودند:" نزدیکترین حلقه به تو باید صریح الحن ترین افراد در نقد تو باشند."  حال رفتار خود را با حکم علی(ع) بسنجید..در مقابل نقد شدیدا خشمگین و برافروخته می شوید و در مقابل تعریف و تمجید تکانی به عبای خود می دهید.

علاوه بر تأکیدات حضرت امیر در مورد چگونگی رفتار با محرومین، حضرت امام(ره) هم مختصا به شما روحانیون می فرماید: "آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنه هاست." حال شما خود را نگاه کنید که کنار پابرهنگان و در موضع دفاع از حقوق آنان هستید و یا از اردوگاه سرمایه داران سر در آورده و از اسلام و انقلاب آنها! دفاع می کنید.

و....

چرا امامان جمعه؟؟

امامان جمعه در سراسر کشور بنا به فرموده ی رهبری معظم انقلاب مسئولان انقلاب اند یعنی مسئول حفظ ارزشهای انقلاب (و البته نه صاحب آن)

 

پ. ن: مقصود خاکریز فقط امامان جمعه ای است که می شناسد و در تعامل بوده حق سایرین محفوظ.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 21:33  توسط اسماعیل نوروزی  | 

حرف های کوچه و خیابانی...

اصلا آدم باید حرف های کوچه و خیابانی بزند وقتی می بیند همه ی بدبختی ها برای مردم همین کوچه و خیابان است.

اصلا همین مردم کوچه و خیابان بودند که انقلاب کردند و انقلابی هم ماندند وگرنه آنهایی که بسیار ایدئولیک انقلابی بودند و گاهی حتی قرآن هم تفسیر می کردند همه چپ کردند.

منم دلم تنگ شده برای همین حرف های کوچه و خیابانی، خسته شدم از اینکه به حرفامون هی لعاب فکری و مطالعاتی و... بدهیم، اصلا من خدا رو شکر  می کنم که از مردم همین کوچه و خیابان هستم.

" دولت یارانه سیزده روز مردم را خورد"

به هر دوست و آشنایی گفتم، گفت این حرفای کوچه و خیابانی را نزن.

اما مگر جز این است؟ وقتی مردم سیزدهم مرداد یارانه گرفته اند و دوباره سیزدهم شهریور برای آنها یارانه واریز می شود، یعنی سیزدهم هر ماه.

پس یارانه یکم تا سیزدهم مرداد مردم چه شد؟

مردم همه سکوت کرده اند تا مبادا فردا روز دولت بگه مردم قانون هدفمندی را همراهی نکردند و طرح اله و بهمدان شد؛ خوب شما خجالت بکشید.

اگر بگوییم گرانی است باز دوستان هستند که بگویند این حرفها کوچه و خیابانی است(خوب دوست من خودت که میری خرید)

اجاره بهای مسکن هم که الی ماشاا... رشد داشته.

کاش دولت نمی گفت اجازه نمی دهیم اجاره بهای مسکن بیشتر از 20% رشد کند.(آخه شما که می دونید زورتان نمی رسد)

اما یک حرف کوچه خیابانی دیگر هم دارم:

"دولت روی هر چیزی تصمیم به نظارت می گیرد بقول بچه ها فاتحه اش را می خواند"

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 10:48  توسط اسماعیل نوروزی  | 

کشاورزان را دریابید...

هنوز یادمان هست، چندان دور نیست زمانی که دولت با افتخار جشن خودکفایی گندم برپا کرد؛ هرچند همان موقع هم به نظر خیلی ها تولید محصول در کشور چندان افزایش نیافت بلکه بصورت تک محصولی بسمت گندم سوق داده شد(گندم جایگزین دیگر محصولات).. هرچه بود هنر توی وزیر، فرماندار، دلال یا نماینده مجلس نبود هنر کشاورزان بود که اکنون (بخصوص بعد هدفمندی یارانه ها) به آسیب پذیرترین قشر تبدیل شده اند.

در این مجال هدف این است به بیان پاره ای از مشکلات این قشر که اتفاقا غیر قابل حل هم نیست بپردازیم:

1.گندمکاران هر ساله در ایام برداشت گندم با مشکل تحویل محصولشان به مراکز خرید مواجه اند و محصول آنها روی زمین یا در انبارهای خانگی در معرض تهدید است.(یادآور می شوم شهرستانهای جغتای و جوین که از قطب های کشاورزی استان می باشند هنوز فاقد سیلو اند. )

2.حذف یارانه نان در حالی صورت گرفت که نرخ خرید گندم تغییر چشم گیری نکرد و این موجب شده است کشاورزان گندم تولیدی خود را به مراکز خرید دولتی تحویل ندهند و برای خوراک دام های خود انبار کنند.(گندم ارزانتر از جو)

3.بروکراسی و گیرهای اداری در کنار نرخ بالای بیمه محصولات کشاورزی، کشاورزان را از بیم بلایای طبیعی بیمه نکرده است چنان که امسال تگرگ و سیل باعث کاهش چشمگیر تولید محصولات مختلف کشاورزی و خسران جبران ناپذیر شده است.

4.واردات غیرضروری و بی رویه محصولات صیفی و باغی سبب افت شدید قیمت میوه و متضرع شدن کشاورزان و باغداران شده است. برای نمونه هم اکنون قیمت چند قلم میوه در بازار سبزوار به شرح زیر است: هندوانه100، خربزه200، خیار200، زدآلو500، هلو600 و...

5.کشاورزان از اینکه از سر و ته محصولشان زده می شود نیز بسیار گله مند هستند. آنها معتقدند افت های وزنی ناعادلانه در بخش دولتی و کمیسیون ها و دلالی های گزاف در بازار آزاد بشدت از ارزش کارشان می کاهد.

قبض های سنگین برق، نرخ بالای سوخت، کمبود تسهیلات برای مکانیزه کردن و ... بخش دیگری از مشکلات این قشر زحمت کش است.

حال که سال جهاد است بر مسئولین واجب است کمر همت به رفع مشکلات این جهادگران عرصه تولید ببندند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 10:46  توسط اسماعیل نوروزی  | 

صلی الله علیک یا موسی بن جعفر

تو اینترنت دنبال یک طرح برای شهادت حضرت موسی بن جعفر بودم، 2 یا 3 تا طرح بیشتر پیدا نکردم به نظرم رسید خودم یه طرح بزنم، نمیدونم جالب شده یا نه! نظر شما چیه؟

برای مشاهده سایز بزرگتر روی عکس کلیک نمایید


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 14:24  توسط محمد شم آبادی  | 

فقرا و متدینین بی بضاعت، برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند

خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسوولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روآوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیای و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیای و امیرالمومنین و ائمه معصومین (ع) سازگار نیست 
۱۶ خرداد ۱۳۹۰ | حضرت روح‌الله

جزوه فقرا و متدینین بی بضاعت، برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند

بیانات امام خمینی پیرامون اسلام ناب

جهت مشاهده گزیده ای از بیانات و دریافت جزوه به ادامه مطالب مراجعه فرمایید




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 11:8  توسط محمد شم آبادی  |